X
تبلیغات
ام البکا

ام البکا
ام البكا معني چشمان خيس توست غم از نگاه خيس و ترت ميچكد رباب
اگر آيي همه شهر به هم ميريزد

قله هاي غم من پشت سرم ، ميريزد

 

با خبر باش كه اي يوسف كنعاني من

دست هاي كرم اهل كرم ميريزد

 

حرم الله معظم به خداوند تويي

تو ستون حرمي ، بي تو حرم ميريزد

 

و اذا زلزلت الارض ، قمر ، شمس تويي

از تو توحيد ،ز تو نون و قلم ميريزد

 

حسن چشمان شما ، ديد مرا كرد عوض

ازنگاه تو ولم يولد و لَم ميريزد

 

تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد

پس نكه كن به لبم ، منتظرم ميريزد

 

محمد مهدي نسترن


موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
برچسب‌ها: محمد مهدي نسترن
[ سه شنبه سی ام خرداد 1391 ] [ ] [ خاك ] [ ]

برای از تو نوشتن زدم به جوهرم آتش

قلم به ضجه در آمد ، گرفت دفترم آتش


شروع شعر تو در من شروع شعله و شک شد

نه شک نکردمت اما زدی به باورم آتش


به هر طرف که بچرخم ، تویی ، تویی ، همه جا تو

که رو به روم تو هستی ، سه سمت دیگرم آتش


در آسمان تو روحم کبوتری شد و عمری ست

نشسته ام که بگیرد پر کبوترم آتش


به امتحان ، غم خود را ، شبی به عرش سپردی

که بانگ زد به تو : بس کن ! نزن به پیکرم آتش !


به خواب نیستی ِ من - نفختُ فیهِ ... – غمت را

دمیدی و پس از آن شب گرفته بسترم آتش


چنان  " ازل – ابدم "  را گره زدی به غمت که

به شعله شعله ی عشقت ، شد " اول – آخرم " آتش


غمت اگر که همان است ، من هنوز همانم

به دوش برده ام آتش ، به دوش می برم آتش


اگر بهای غم تو شراب و حور و بهشت است

بده به هرچه مسلمان ، به من که کافرم آتش ...


اگر که شعله تویی ، تو، بهشت  بی تو چه دارد

مرا بگیر و بسوزان ، بگیر در برم آتش !


همیشه از سر عاشق گذشته آب و خوشم من

به این که در غم عشقت ، گذشته از سرم آتش


اگر به کعبه رسیدم ، نبند دل به طوافم

که بیم می رود از من بگیرد آن حرم آتش

 

مهدي زارعي


موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
برچسب‌ها: مهدي زارعي
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خاك ] [ ]

منی که روز و شب از اشک، چاره می نوشم

دلم گرفت، از این روزهای خاموشم

فراغتی که فراق تو را ز پی دارد

هزار مرتبه سنگین تر است بر دوشم

بهار می رسد از راه آن زمانی که

رسد ز کعبه انالمهدی تو بر گوشم

سیاهی دلم از تو اگر چه دورم کرد

میان روضه ولی با تو زود می جوشم

بدون روضه ببین دست های سینه زنم

گرفته زانوی غم را میان آغوشم

هزار شکر که تا چند سال عیدم را

برای مادرت از ابتدا سیه پوشم

بقیع، گریه کن روضه های مادر توست

کنار تربت زهرا مکن فراموشم

 

محمد بياباني


موضوعات مرتبط: اشعار مدح و شهادت حضرت زهرا (س)، شعر امام زمان (عج)
برچسب‌ها: محمد بياباني
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ خاك ] [ ]
منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد
صبح همراه سحر خیز جوانش برسد

خواندنی تر شود این قصه از این نقطه به بعد
ماجرا تازه به اوج هیجانش برسد

پرده چاردهم وا شود و ماه تمام
از شبستان دو ابروي کمانش برسد

لیله القدر بیاید لب آیینه‌ی درک
سوره فجر به تاویل و بیانش برسد

نامه داده ست ولی عادت یوسف اینست
عطر او زودتر از نامه رسانش برسد

شعر در عصر تو از حاشیه بیرون برود
عشق در عهد تو دستش به دهانش برسد

ظهر آن روز بهاري چه نمازي بشود
که تو هم آمده باشی و اذانش برسد

قاسم صرافان


موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ ] [ خاك ] [ ]

ز کاروان سفر کرده ام نشانی نیست

برای گفتن درد دلم زبانی نیست

برای این که به کوی حبیب خود برسم

من غریب چه سازم که کاروانی نیست

شبیه خیمه نازی که خانه ام شده بود

برای دیدن دلدار من مکانی نیست

چه چهره های قشنگی که نور مهدی داشت

شبیه همسفرانم که دلستانی نیست

اذان جبهه سحر گه دل از همه می برد

چو رفته روح نمازم دگر اذانی نیست

خوشا گلی که به خاک حبیب خود افتاد

نشان ز جسم غریبش جز استخوانی نیست

مرا نبود لیاقت که رخت خون پوشم

کسی که وصل به دنیاست آسمانی نیست

چه عاشقان جوانی که پیر ره بودند

به شور و عشق شهیدان دگر جوانی نیست

برای مرغ شکسته پری که جا مانده

به غیر منزل دلدار آشیانی نیست

جواد حیدری


موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ ] [ خاك ] [ ]

صبا ببر به حضور نگار نامه ی ما

که خود مرور کند انتظارنامه ی ما

ز محتوای نگارش، نگار آگاه است

بود اسیر نگاهش، نگارنامه ی ما

نشسته ایم به ماتم من و هزاره ی دل

چرا جواب ندارد هزار نامه ی ما

مطالبی که رقم خورده باز می خوانیم

که در زمانه شود انتشار نامه ی ما

بنام خالق مهدی بنام حضرت دوست

که با خبر بود از بی شمار نامه ی ما

در انتظار توایم ای امید منتظران

ز التفات تو داد عیار نامه ی ما

بجز فراق تو مولا به دل ملالی نیست

که این نگاشته در ناگوار نامه ی ما

 

ولی الله کلامی


موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ ] [ خاك ] [ ]
آقا به جان عمه ی غم دیده ات بیا

شایسته نیست اینهمه دوریِّ بین ما

اشک محرمی من و سوز آهِ تو

از جنس کربلا شده این شور و شین ما

با یک نگاهِ لطفِ تو از عرش می رسد

بی شک برات علقمه و کاظمین ما

امید روضه های حرم روضه ای بخوان

وای از غم جدایی و وای از حسین(ع) ما

با مُهرِ نوکریِّ حسینیه نقش کن

در عرش حکم سروری عالمین ما

هر جا شکسته شد دل شیعه تو حاضری

چه کوچه غم علوی چه خمین ما

دادی به هر سلام دلم پاسخی کریم

هرگز نمی روی نفسی زیر دِین ما

" اشعار آئینی حسین ایمانی "
موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ ] [ خاك ] [ ]

 

اوّل نامه «السّلام علیك»

محضر عالی و شریف شما

نامه ای می نویسد از غمتان

بنده ی عاصی و ضعیف شما

 

نامه ای از محلّه ی غم و رنج

كوچه ی بی كسی، پلاك بلا

شهر بدبختی و فلاكت و درد

كدپستی ش...نیست خاطر ما

 

چشم بد دور، چشم این مردم

به هر آنجا كه می شود باز است

توی Mp4 و موبایل همه

پر آهنگ و رقص و آواز است

 

گوش ها عادت همیشگی اش

تكنو و جاز و رپّ و راك و متال

معذرت! این قبیله می گویند:

گور بابای این حرام و حلال 

جای تصویر قاب نام «علی»

اكثرا ماهواره می بینند

پر دود است آسمان امّا

به گمان كه ستاره می بینند

 

مسجد و هیئت و نماز و دعا

كه نپرسید،‌ ور شكسته شده

بال های اجابت مردم

با گناه كبیره بسته شده

 

عدّه ای پیروان كابالا

عّده ای جیره خوار بودائیسم

عدّه ای توده ایّ و بی دین اند

عده ای بنده ی برهمائیسم

 

فیلم ها مملو بدآموزی

پرِ از صحنه های مسئله دار

دستمان را بگیر آقا جان!

«و قنا ربّنا عذابَ النّار»

 

پسران اشبهُ النّساء و زنان...

اشبهٌ بالرّجال، می بخشید

خانه داران اسیر ده جین ظرف

نشكن و آركوپال، می بخشید

 

چت و ایمیل و سرچ اینترنت

مایه ی ننگ و عار و فحشا شد

اشهدُ لا اله الّا الله

علناً زیر پا و حاشا شد

 

در میان حجاب و حفظ عفاف

ورزش بانوان ایرانی

جودو و كشتی و كاراته و بوكس

زین سواریّ و دو وَ میدانی

 

پیرهن ها چقدر اندامی

خشت شلوارها چه كوتاه اند

این جماعت حجاب و مقنعه را

بلكه حتّی تو را نمی خواهند

 

سرتان را به درد آوردم

معذرت گر سخن اطاله شده

جنس مرغوب شیعه ات، امروز

بین بازار استحاله شده

 

حرف آخر همین كه انسان ها

با خدا و شما غریبه شدند

با خدا و شما و خوبی ها

قوم پر ادّعا غریبه شدند

 

مجید لشگری


موضوعات مرتبط: شعر امام زمان (عج)
[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ ] [ خاك ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
حرف دل

عاشقی دردسری بود نمیدانستیم . . .
پيوندهای روزانه
موضوعات وب
لینک های مفید
ایران اسکین
تعداد بازدید ها از وبلاگ ام البکاء
تعداد بازدیدها :
امکانات وب

رمان